ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93
دلم برای از خودم و حال نوشتن، تنگ شده... فاطرنوشت...
ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111
خدایا شکرت که به ما عمری دادی که یه محرم دیگه را درک کنیمخدایا شکرت که باز هم ما و بچه هامون را سر سفره کرم امام حسین (علیه السلام) جا دادیخدایا شکرت که به ما لطف کردی و یه سینه زن و یه گریه کن امام حسین (علیه السلام) را تو آغوش مون گرفتیمخدایا شکرت که بهترین ساعات زندگی مون و با برکت ترین لحظات مون را توی مجلس امام حسین (علیه السلام) و کنار بهترین بندگانت قرار دادیخدایا شکرت + نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ساعت 8:35 توسط فاطر | فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114
زینب بانو هم یکساله شدباورش برای خیلی خیلی سخت است که یکسال گذشتهانکار نمی کنم که سخت گذشتشرایط روحی و جسمی من در این یکسال خیلی نوسان داشتهولی به هرحال گذشت...همه ما بزرگ تر شدیم، خیلی بزرگمن قطعا بیشتر از همه... اگر زینب یک سال بزرگ شده،من به اندازه ده سال یزرگتر و پیرتر و خسته تر شدمعلی قد کشیده و فهمیده تر شدهحرف ها و دلبری ها و استدلال هایش جذاب و دوست داشتنی تر شدهبه نظرم بحران عمیق لجبازی و استقلال خواهی را داریم طی میکنیمو داریم فرصت منطقی برای ورود به دنیای زینب پیدا میکنیمتا این روزها مدام فکر میکردیم که زینب نوزاد است و باید علی اولویت باشداما این جشن تولد به ما یادآوری کرد که وقت آن شده که به زینب هم جدی تر فکر کنیماز فردا که اول خرداد است، برنامه های تازه تری برای زندگی داریمامیدوارم مثل همه اتفاق های ریز و درشت زندگی مان، پر از خیر و برکت باشدخدایا شکرت... + نوشته شده در شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 17:4 توسط فاطر | فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 155
امروز وقتی وسط بدو بدو و بازی علی از توی یخچال بطری آب را برام آوردوگفت مامان خسته شدی، آب بخورحس کردم من خوشبخت ترین مادر روی زمینمگل پسرمخدا را هزاران بار شکر میکنم برای بودنت + نوشته شده در یکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ساعت 20:40 توسط فاطر | فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126