خرید بک لینک
این قدر روزمرگی ها دست و پام را بسته که فرصتی برای اندکی نوشتن هم پیدا نمی کنمیادم نیست آخرین باری که لب تاپ را روشن کردم کی بوده و چرا اگر بخواهم از این روزها بنویسم باید از جمعه های با برکت مان بنویسم که صبح هایش با ندبه های دورهمی شروع می شودو چقدر خیر و برکت دارد و چقدر حال دل مان را خوب می کنداز اربعین بنویسم که خدا را شکر رزق مان از خان کرم اهل بیت رسید هر چند کوتاه اما رسیدیم به خاک کربلاو نفسی تازه کردیماز التهاب و بحران های این روزها بخواهم بنویسم میشود مثنوی هفتاد منهمه چیز از یک بازی رسانه ای شروع شد و روزهاست که ایران عزیزم دستخوش التهاب و اغتشاش استدلم برای ایران مظلومم پاره پاره می شودخدایا خودت کمک کن تا با نور حقیقت، قلب ها آرام گیردخدایا بچه های مان و نسل آینده ساز را به تو می سپاریم که ما قطعا ناتوان و ضعیفیم + نوشته شده در جمعه ۱۵ مهر ۱۴۰۱ ساعت 11:58 توسط فاطر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: چهارشنبه 28 دی 1401 ساعت: 16:48

دلم برای از خودم و حال نوشتن، تنگ شده...

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 17:25

خدایا شکرت که به ما عمری دادی که یه محرم دیگه را درک کنیمخدایا شکرت که باز هم ما و بچه هامون را سر سفره کرم امام حسین (علیه السلام) جا دادیخدایا شکرت که به ما لطف کردی و یه سینه زن و یه گریه کن امام حسین (علیه السلام) را تو آغوش مون گرفتیمخدایا شکرت که بهترین ساعات زندگی مون و با برکت ترین لحظات مون را توی مجلس امام حسین (علیه السلام) و کنار بهترین بندگانت قرار دادیخدایا شکرت + نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ساعت 8:35 توسط فاطر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 17:25

زینب بانو هم یکساله شدباورش برای خیلی خیلی سخت است که یکسال گذشتهانکار نمی کنم که سخت گذشتشرایط روحی و جسمی من در این یکسال خیلی نوسان داشتهولی به هرحال گذشت...همه ما بزرگ تر شدیم، خیلی بزرگمن قطعا بیشتر از همه... اگر زینب یک سال بزرگ شده،من به اندازه ده سال یزرگتر و پیرتر و خسته تر شدمعلی قد کشیده و فهمیده تر شدهحرف ها و دلبری ها و استدلال هایش جذاب و دوست داشتنی تر شدهبه نظرم بحران عمیق لجبازی و استقلال خواهی را داریم طی میکنیمو داریم فرصت منطقی برای ورود به دنیای زینب پیدا میکنیمتا این روزها مدام فکر میکردیم که زینب نوزاد است و باید علی اولویت باشداما این جشن تولد به ما یادآوری کرد که وقت آن شده که به زینب هم جدی تر فکر کنیماز فردا که اول خرداد است، برنامه های تازه تری برای زندگی داریمامیدوارم مثل همه اتفاق های ریز و درشت زندگی مان، پر از خیر و برکت باشدخدایا شکرت... + نوشته شده در شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 17:4 توسط فاطر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: جمعه 13 خرداد 1401 ساعت: 18:17

امروز وقتی وسط بدو بدو و بازی علی از توی یخچال بطری آب را برام آوردوگفت مامان خسته شدی، آب بخورحس کردم من خوشبخت ترین مادر روی زمینمگل پسرمخدا را هزاران بار شکر میکنم برای بودنت + نوشته شده در یکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ساعت 20:40 توسط فاطر  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:46

یَا مُقَلِّـبَ الْقُلُـوبِ وَ الْأَبْـصَارِای تغییر دهنده دلها و دیده هایَا مُـدَبِّـرَ اللَّیْـلِ وَ النَّـهَارِای مدبر شب و روزیَا مُحَــوِّلَ الْحَـوْلِ وَ الْأَحْـوَالِای گرداننده سال و حالتهاحَـوِّلْ حَالَنَــا إِلَی أَحْسَـنِ الْحَـالِ بگردان حال ما را به نیکوترین حالپ.ن: خدایا ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:46

خدایا شکرت

حتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر است

یا شافی...

پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی

+ نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر  | 

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:46

بالاخره پسرک ما هم دوساله شدچقدر زود گذشتانگار همین دیروز بوددوشنبه، 5 آذر 1397 همه روزهای با پسرک بودن را مرور می کنمهمه روزهای سخت و شیرینشیرینی هایی ماندگار و سختی هایی که خیلی زود جای خودش راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1399 ساعت: 20:06

این که دانشمند هسته ای عزیزمان وسط شهر، وسط روز

12 نفر و همراه با یک ماشین انفجاری، شهید کنند

بدجوری مطلب غرور نیلوبلاگمان را مطلب جریحه نیلوبلاگ مطلب دار نیلوبلاگ کرده است

شهادت هنر مردان خداست

و بی غیرتی هنر مردان سیاست دولت لیبرال غرب زده

خدایا خسته ایم

نوشته مطلب شده نیلوبلاگ در شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ساعت 16:14 توسط فاطر|

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1399 ساعت: 20:06

گاهی اونقدر خسته ام

که حتی مطلب فکر نیلوبلاگهای مطلب جدید نیلوبلاگ 

و اتفاق های تازه هم حالم را سر جا  نمیاره

اونقدر خستگی در عرض دو روز توی وجودت ته نشین میشه 

که تا بیاد کنده بشه و به روال عادی زندگی برگردی

مدت ها زمان لازم داره و

این کرونای منحوس هم زمان را کندتر کرده 

و خستگی را ماندگار تر

نوشته شده در شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۹ساعت 15:32 توسط فاطر|

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1399 ساعت: 20:06

آخرین نفس های سال 98بالاخره رسیدیم دیوار به دیوار سال 99سال 98 هم تمام شدسالی که برای ما در کنار حرم مطهر رضوی شروع شده بود و اولین زیارت سه نفره مان بودسالی که با سیل و باران شهرها شروع شده بود و خیلی زود سر از اتفاقات ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 7:20

سردار...

برایم از ناکجا آباد پیام فرستاده

با پیکی که انتظارش را نداشته ام

و حالا من میانه این ناکجا آباد دنیای ویروس زده چه باید بکنم؟

از دیروز استرس ریخته به جانم

دست و دلم می لرزد

مغزم گنجایش ندارد انگار!

پ.ن: حاجی خودت کمکم کن

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 7:20

بگردان حال مان را به بهترین حال ها

سلام

سال نو مبارک

دلم میخواست کلی حرف بزنم و بنویسم و از حال خوب سال 99 بگویم اما...

از راه رسیدن این میهمان ناخوانده سال 99، مانع شدن از نوشتن

حتی گفتم وقتی بساط کرونا جمع شد بیایم و از سال نو بنویسم

اما امروز 31 فروردین 1399 از راه رسید و ما همچنان میزبان این مهمان میکروسکوپی هستیم

.

.

.

شاید باید زمانی از حال این روزهای مان بنویسم

شاید کمی بعدتر...

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 7:20

مسافر شهر خداانگار که بین این همه قرنطینه و این خوف و رجای روزگارهمین نسیم رمضان می توانست حال مان را خوب کندهمین که میهمان هیچ کس نیستیم ولی قرار است میهمان سفره خدا بشویماصلا قرار بوده که دل از زنگار روزگار بتکاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 7:20

خیلی <strong>کوتاه</strong>...

به همین سادگی...

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 18:46

صفحه بندی