
در دست گلی دارم ، این بار که می آیمکان را به تو بسپارم ، این بار که می آیم خواهی اگرم سنجی ، می سنج که جز مهرتاز هر چه سبک بارم ، این بار که می آیم سقفم ندهی باری ، جایی بسپار ، آریدر سایه ی دیوارم ، این بار که می آیم #حسین_منزوی پ.ن: وقتی شعر را پیش از رسیدنت به خانه برایم می فرستی... عاشقتم نوشته...
ادامه مطلب
از جنگل به کارگاه چوب بری رفتندصندلی ، نیمکت ، میز ...آنکه عاشق تر بودپنجره شد...! #حمید_جدیدی همیشه دلم میخواست که خانه ام در طبقه چندم باشد یا حداقل یک اتاق در طبقه بالا داشته باشم گاهی بیایم لب پنجره و به بیرون، به یک منظره بکر نگاه کنم تنها دوسالی که ارومیه زندگی کردیم، در طبقه پنجم توانستم این حس خوب را تجربه کنم در بقیه عمرم در طبقه اول خانه های دوست داشتنی زندگی کرده ام...
ادامه مطلب