دلم امروز گواه است کسی می آید
حتم دارم خبری هست ... گمانم باید ...
فال حافظ هم ، هر بار که می گیرم باز
< مژده ای دل که مسیحا نفسی >... می آید !
باید از جاده بپرسم که چرا می رقصد ؟
مست موسیقی گامی شده باشد ، شاید
ماه در دست ، به دنبال که اینگونه زمین
مست می گردد و یک لحظه نمی آساید؟!!
گله کم نیست ولی لب ز سخن خواهم بست
اگر آن چهره به لبخند لبی بگشاید ...
.
.
.
آب و جارو میکنم شهر و چراغان می کنم ؛
که صدای نفس مشک فشان می آید ...
السلام علیک یا صاحب الزمان ...

گر بدانی شوق دیدارت چه با دل می کند...
برچسب:
نویسنده: بهنام رنجبر
تاريخ: شنبه
7 ارديبهشت
1398 ساعت: 14:32