رسیدیم به 5 مهر
10 ماهگی هم تموم شد و امروز با هم اولین روز یازده ماهگی ات را شروع کرده ایم
یک ماهی که گذشت پر از اتفاق بود
تلخ ترین ش که شاید تا همیشه در ذهنم بماند، ویروس لعنتی باشد و آن شب توی بیمارستان و سرم و گریه های مظلومانه ات
و شیرینی هایش که زیادست

با بودن تو هر روز و هر ساعت مان شیرین است و به شوق با تو بودن نفس می کشیم
پیش از تو زندگی مان چیزی کم داشت و حالا با تو همه چیز تکمیل است خداراشکر
پ.ن: گویی که این اولین "ماه مهر" است که داریم تجربه میکنیم
از بس که با تو همه چیز عطر تازگی و طراوت دارد....
فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123