بالاخره رسیدیم به 5 آبان![]()
برایم مثل چشم برهم زدنی گذشته تمام این ماه ها و هفته ها و روزها![]()
دلم برای روزهای رفته تنگ خواهد شد و دلم برای روزهای نیامده قنج خواهد رفت
این روزها بیشتر از قبل ریخت و پاش میکنی، شیطنت های شیرین، غرهای تازه، خوردنی های تازه و این همه تجربه جدید در من جا نمی شود انگار

همه ماه های گذشته را درگیر درس و پایان نامه بوده ام و کنار همه مادرانه های نابم، کابوسی عظیم هم در گوشه ذهنم داشته ام![]()
امیدوارم حالا که قرار است که این کابوس کم کم از زندگی مان بیرون برود، روزهای بهتری باهم داشته باشیم و تجربه های جدید را باهم ذوق کنیم و بخندیم ![]()
خدایا بخاطر همه نعمت های نابت شکر![]()
ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135