بچه که بودم بعضی از جمعه هرکس دعوت مان می کرد
مادرم میگفت نه، میخواهیم روز تعطیل را باهم باشیم
نمی فهمیدم یعنی چه
با خودم میگفتم مگر بقیه روزهای هفته باهم نیستیم که حالا روز جمعه ای دعوت شده ایم باید خانه باشیم

ولی حالا بعد از گذشت بیش از 20 سال از آن روز ها
تازه می فهمم مادرم چه میگفته
این که از پنجشنبه تصمیم گرفتیم جمعه را در خانه باشیم و مهمان کسی نشویم
خیلی خوب بود
برای ما لازم بود که سه نفری از صبح تا شب باهم باشیم در همین یک وجب خانه مان
انگار که دلمان برای همین دورهم بودن سه نفره کلی تنگ شده بود
اتفاقا علی هم وقتی من و باباش هردو کنارش باشیم، حال بهتری دارد
فاطرنوشت...ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126