خاطره بازی

خرید بک لینک
دیروز غروب که هوا بارانی شد

یک دفعه زد به سرم که به بعضی از دوستانم پیامک بزنم و احوال پرسی کنم

انگار که هوای پاییز و باران، وادارم کرد به خاطره بازی

به آدم هایی پیامک زدم و پیگیر احوال شان شدم که شاید یکسالی بود از آن ها بی خبر بودم

پ.ن: از این دست حرکت های متهورانه در زندگی من به ندرت می افتد

پاییز اصلا با خودش کوله باری از خاطره می آورد و می پاشد روی سر شهر

آدم ها را فرو می برد توی لاک خودشان.... یک فنجان چای داغ می دهد دست شان رو به روی پنجره و هی آدم های مختلف قدیمی را می آورد توی ذهن...خاطرات تلخ و شیرین (دقیقا شبیه خوردن شکلات تلخ 97 درصد یا شکلات های شیری) توی ذهن، مزه مزه می شوند و با هر جرعه از چایی فرو می روند

اما با همه این حرف ها من پاییز را دوست دارم...

پاییز برای من فصلی است که فرصت میکنم با خودم بیشتر خلوت کنم... این خلوت ها را دوست دارم

فاطرنوشت...

ما را در سایت فاطرنوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 14:08

صفحه بندی