خستگی های چندلایه و چندسطحی ![]()
اصلاح و ویرایش مطالب نوشته شده پایان نامه خیلی کند پیش میره![]()
باید روی موضوعات و فصل های بی ربط به هم کار کنم
یه قسمتی از یه فصل اصلاح میشه
بعدش باید برم سراغ یه قسمت از یه فصل دیگه
این پراکندگی یه تمرکز بالا میخواد
.
.
.
حالا من وسط نوشتن باید به علی شیر بدم![]()
چند خط بنویسم![]()
یه سری به غذای علی بزنم![]()
چندخط بنویسم![]()
اسباب بازی هایی که از دستش می افته را بدم دستش![]()
فکر کنم چی داشتم می نوشتم![]()
یه سری به ناهار خودمون بزنم![]()
یک خط بنویسم از اون جایی که رشته فکر و نوشته م پاره شده بود![]()
زیر پای گل پسرم را تمیز کنم![]()
کجای کارم بودم آیای ذهنم را جواب بدم![]()
حالا که دیگه علی از این همه رفت و آمد من خسته شده را بخوابونم
یه نفس راحت.....
به غذام سر بزنم
خانه را مرتب کنم
یه لیوان آب بخورم
.
.
.
و علی از خواب بیدار میشه![]()
و این داستان ادامه دارد...
پ.ن: دعا کنید این داستان خیلی ادامه دار نباشه.... زودی تموم بشه![]()
ما را در سایت فاطرنوشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154