هویت مادرانه ی من!

خرید بک لینک
از چندروز پیش درگیر یک دعوت سیاسی شده بودم

برنامه های این چندروزم خیلی شلوغ و پرترافیک بود

نمیدانستم باید این دعوت سیاسی راقبول کنم یا نه

نهایتا دعوت را پذیرفتم

پ.ن: کلا دعوت سیاسی باشه و من رد کنم آیا؟!؟!؟!

امروز مقدمات رفتنم را آماده کردم

دفترچه یادداشت و خودکار را برداشتم که داخل کیفم بگذارم

خواستم محتویات کیفم را مرتب کنم

- یک جفت جوراب بچگانه

- یک کلاه کوچک بافتنی

- یک برس سبز بچگانه

- یک نایلون که یک بادی و یک شورت عینکی و یک دست لباس داخلش بود

- یک نایلون که داخلش چندتا پوشک، دستمال مرطوب، پارچه خشک کن و پلاستیک مشکی بود

- یک بسته دستمال جیبی

- یک جغجغه کوچک صورتی

- یک شیشه شیر که داخلش آب جوشیده و عرق نعناست

- عابربانک و کارت اتوبوس

- یک کرم مرطوب کننده

پ.ن: اصلا نفهمیدم کی حتی محتوای کیفم اینقدر مادرانه شده که اگر وسایل علی را از داخل آن حذف کنم، سهم خودم یکی دو قلم بیشتر نیست

پ.ن: تمام طول مسیر به این فکر میکردم چرا قبل از بدنیا آمدن علی، کیف من سنگین بود؟ سهم من که فقط یک بسته دستمال جیبی، دو کارت و یک کرم مربوط کننده بیشتر نیست!

پ.ن: و سؤال اصلی: آیا من باید به فعالیت سیاسی جدی فکر کنم یا نه؟ مادرها هم سیاسی می شوند؟

پ.ن: البته من چه بخواهم و چه نخواهم،سیاسی هستم

فاطرنوشت...

ما را در سایت فاطرنوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:32

صفحه بندی