خرید بک لینک

دارم از زمان جا می مانم

نمی فهمم که علی چطور دارد بزرگ می شود

کی آنقدر بزرگ شد که صبحانه اش یک سینی کوچک با لقمه های فسقلی باشد!

کی آنقدر بزرگ شدی که مستقل از من هم می توانی صبحانه بخوری

و دلم برایت ضعف می رود وقتی لقمه های کوچک را با دقت برمیداری و به دهان می بری

و عاشق آن لقمه های خیس خورده ام که به من تعارف می زنی و اصرار داری بخورم

پ.ن: کسی زمان را کمی نگه دارد....

برچسب: نویسنده: بهنام رنجبر تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:01

صفحه بندی