فاطرنوشت

متن مرتبط با «پنجره های upvc» در سایت فاطرنوشت نوشته شده است

داستان اولین روزهای سال جدید

  • نیلوبلاگ

    خدایا شکرتحتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر استیا شافی...پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی + نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آخرین نفس های سال 98

  • نیلوبلاگ

    بالاخره رسیدیم دیوار به دیوار سال 99سال 98 هم تمام شدسالی که برای ما در کنار حرم مطهر رضوی شروع شده بود و اولین زیارت سه نفره مان بودسالی که با سیل و باران شهرها شروع شده بود و خیلی زود سر از اتفاقات ...

    ادامه مطلب
  • معلم های گل، روزتون مبارک

  • نیلوبلاگ

    هرگز گزافه نيست كه گويم پس از خدایآنكس كه خلق می كند انسان،معلم است...پ.ن: کلی دلم برای معلمی و مدرسه تنگ شدهبرای سروصدا و هیاهوی بچه ها موقع بازی توی حیاطبرای گریه های دخترونه شون وقتی باهم دعوا می کردند....یادش بخیر...

    ادامه مطلب
  • اولین چالش های مادرانه

  • نیلوبلاگ

    چندروزی میشه که فرنی و حریره بادام را برای علی شروع کردمروزهای اول که باهاش سخت کنار میومد و هر طعمی را نمیخوردتا این که با این موضوع که باید به غیر از شیر غذاهای دیگه را هم تست کنهبالاخره کنار اومد و...

    ادامه مطلب
  • ساعت های پاییزی

  • نیلوبلاگ

    خوشحالم که ساعت ها را عقب کشیده اندحالا یک ساعت بیشترعاشقت بوده_ام....#کامران_رسول_زاده روزها و شب های پاییزی در راهند شب های بلند پاییز و عاشقانه های ما مستدام...

    ادامه مطلب
  • میوه های پاییزی

  • نیلوبلاگ

    پاییز را دوست دارم... شاید هم به خاطر انار با آن تاج زیبا و یاقوت های سرخ که آنرا را لایق پادشاهی در بهشت میوه ها کرده است... انار را دوست دارم... شاید به خاطر پاییز با آن نسیم روح نواز و برگریزان شاعرانه اش که به ما دلمردگان، امیدxa0دوبارهxa0می بخشد... دوباره پاییز دوباره فصل میوه های دوست داشتنی من xa0...

    ادامه مطلب
  • پنجره...

  • نیلوبلاگ

    از جنگل به کارگاه چوب بری رفتندصندلی ، نیمکت ، میز ...آنکه عاشق تر بودپنجره شد...! #حمید_جدیدی همیشه دلم میخواست که خانه ام در طبقه چندم باشد یا حداقل یک اتاق در طبقه بالا داشته باشم گاهی بیایم لب پنجره و به بیرون، به یک منظره بکر نگاه کنم تنها دوسالی که ارومیه زندگی کردیم، در طبقه پنجم توانستم این حس خوب را تجربه کنم در بقیه عمرم در طبقه اول خانه های دوست داشتنی زندگی کرده ام...

    ادامه مطلب