
این قدر روزمرگی ها دست و پام را بسته که فرصتی برای اندکی نوشتن هم پیدا نمی کنمیادم نیست آخرین باری که لب تاپ را روشن کردم کی بوده و چرا اگر بخواهم از این روزها بنویسم باید از جمعه های با برکت مان بنویسم که صبح هایش با ندبه های دورهمی شروع می شودو چقدر خیر و برکت دارد و چقدر حال دل مان را خوب می کنداز اربعین بنویسم که خدا را شکر رزق مان از خان کرم اهل بیت رسید هر چند کوتاه اما رسیدیم به خاک کربلاو نفسی تازه کردیماز التهاب و بحران های این روزها بخواهم بنویسم میشود مثنوی هفتاد منهمه چیز از یک باز...
ادامه مطلب
کاش میشد برای هدیه روز مادربه همه مادرهایک روز مرخصی اجباری دادنه فقط از اداره و کار رسمیحتی از خانه و کار معمول روزانه...یک روز کاملا زنانه و حتی دوستانهشاید یک فیلم خوب در سینما، یک چایی و کیک شکلاتی در کافی شاپی که در مجردی می رفتیم، قدم زدن در یک پارک خلوت با یک دوست و برای من حتی یک کوه دو نفره با نفیسهشاید خستگی یک سال مان این طور به در شود... شاید!...
ادامه مطلب
همیشه شنیده بودم که وقت مادری,، زمان کمتری برای عبادت هست و نماز ها سر به هواتر می شود!خب زمان بارداری که انصافا بهار عبادت است به نظرم.... مثل ماه رمضان که بهار عبادت مومن استدر بارداری بیشتر آدمی مرا...
ادامه مطلب
شاید کمتر کسی مادر باشد و نداند چه ذوقی در آشپزی کردن توی یک قابلمه کوچکو چه تلاش شیرینی برای لقمه در دهان گنجشکی یک کودک گذاشتن نهفته است....
ادامه مطلب
چندروزی میشه که فرنی و حریره بادام را برای علی شروع کردمروزهای اول که باهاش سخت کنار میومد و هر طعمی را نمیخوردتا این که با این موضوع که باید به غیر از شیر غذاهای دیگه را هم تست کنهبالاخره کنار اومد و...
ادامه مطلب
دیشب مطالبی که لازم داشتم برای ادیت نوشته های چندفصل پایان نامه را آماده کردمتقریبا نصفه شب بود که خوابیدم و اون هم کیفیت چندانی نداشتعلی چندباری شیر خوردنور چراغ خواب توی چشمم بودxa0و چشم ها و مغز خسته...
ادامه مطلب
از چندروز پیش درگیر یک دعوت سیاسی شده بودمبرنامه های این چندروزم خیلی شلوغ و پرترافیک بودنمیدانستم باید این دعوت سیاسی راقبول کنم یا نهنهایتا دعوت را پذیرفتمxa0پ.ن: کلا دعوت سیاسی باشه و من رد کنم آیا؟!...
ادامه مطلب
زهرا بهانه ایست که عالم بنا شوداو آمده که مادر آئینه ها شوداو آفریده گشت که یک چند مدتینور خدا به روی زمین جا به جا شود#مهدی_نظریمامان عزیزمxa0خیلی دوست تون دارمچقدر امسال بیشتر از همه سالها بهتون فکر ک...
ادامه مطلب
xa0...
ادامه مطلب
این حرف را هم امروز بزنم که نگفته از دنیا نرممادرانه ترین لحظه زندگی یک زن...لحظه به دنیا اومدن بچه سپ.ن: یه لحظه عالی، بی نظیر، تکرار نشدنی و سرشار از حس زنانه.... لحظه بغل کردن یه موجود کوچولو که تا...
ادامه مطلب
چقدر خوب شد زن شدیمکمد و اتاقمان را به هم میریزیم و همه چیز را از اول سرجایش مرتب میگذاریمآن وقت فکر میکنیم آمادهایم برای گرفتن تصمیمات بزرگوسط غمبادهای روزانه شروع میکنیم به شستن ظرفها و بازی ...
ادامه مطلب
یک نفر ، یک خبر از عشق ندارد بدهد ؟!دل ما خیلی از این بی خبری سوخته ست……#حامد_نیازی کربلایی شدنم دست شماست آقاجانپاس و ویزا و گذر ، بازی بین المللی ست......
ادامه مطلب
مرگ، قطعى است. از دست رفتن، قطعى است. روزها كه میگذرند، مثل موشu200fهايى هستند كه طناب عمر ما را مىجوند. خواه ناخواه سرنگون مىشويم و در چاهu200fهايى مىافتيم و مىگنديم. گذشت زمانه، ما را به خاك بر مىگرداند، مگر اينكه قبلًا خودمان را بقايى داده باشيم و ذبح كرده باشيمu200f. (استاد علی صفایی حائری_کتاب حقیقت حج).....
ادامه مطلب