روزمرگی ها - تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 16:48
این قدر روزمرگی ها دست و پام را بسته که فرصتی برای اندکی نوشتن هم پیدا نمی کنمیادم نیست آخرین باری که لب تاپ را روشن کردم کی بوده و چرا اگر بخواهم از این روزها بنویسم باید از جمعه های با برکت مان بنویسم که صبح هایش با ندبه های دورهمی شروع می شودو چقدر خیر و برکت دارد و چقدر حال دل مان را خوب می کندا...
دلتنگ... - تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 17:25
[unable to retrieve full-text content]دلم برای از خودم و حال نوشتن، تنگ شده...
الحمدلله - تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 17:25
خدایا شکرت که به ما عمری دادی که یه محرم دیگه را درک کنیمخدایا شکرت که باز هم ما و بچه هامون را سر سفره کرم امام حسین (علیه السلام) جا دادیخدایا شکرت که به ما لطف کردی و یه سینه زن و یه گریه کن امام حسین (علیه السلام) را تو آغوش مون گرفتیمخدایا شکرت که بهترین ساعات زندگی مون و با برکت ترین لحظات مون...
دخترک یکساله - تاریخ: 1401/3/13 ساعت: 18:17
زینب بانو هم یکساله شدباورش برای خیلی خیلی سخت است که یکسال گذشتهانکار نمی کنم که سخت گذشتشرایط روحی و جسمی من در این یکسال خیلی نوسان داشتهولی به هرحال گذشت...همه ما بزرگ تر شدیم، خیلی بزرگمن قطعا بیشتر از همه... اگر زینب یک سال بزرگ شده،من به اندازه ده سال یزرگتر و پیرتر و خسته تر شدمعلی قد کشیده ...
گل پسر - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 11:46
امروز وقتی وسط بدو بدو و بازی علی از توی یخچال بطری آب را برام آوردوگفت مامان خسته شدی، آب بخورحس کردم من خوشبخت ترین مادر روی زمینمگل پسرمخدا را هزاران بار شکر میکنم برای بودنت + نوشته شده در یکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ساعت 20:40 توسط فاطر  |  Adblock test (Why?)
سال 1401 - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 11:46
یَا مُقَلِّـبَ الْقُلُـوبِ وَ الْأَبْـصَارِای تغییر دهنده دلها و دیدهu200fهایَا مُـدَبِّـرَ اللَّیْـلِ وَ النَّـهَارِای مدبر شب و روزیَا مُحَــوِّلَ الْحَـوْلِ وَ الْأَحْـوَالِای گرداننده سال و حالتهاحَـوِّلْ حَالَنَــا إِلَی أَحْسَـنِ الْحَـالِ بگردان حال ما را به نیکوترین حالپ.ن: خدایا ای
داستان اولین روزهای سال جدید - تاریخ: 1401/2/4 ساعت: 11:46
خدایا شکرتحتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر استیا شافی...پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی + نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر  |  Adblock test (Why?)
2 سالگی - تاریخ: 1399/9/24 ساعت: 20:06
بالاخره پسرک ما هم دوساله شدچقدر زود گذشتانگار همین دیروز بوددوشنبه، 5 آذر 1397 همه روزهای با پسرک بودن را مرور می کنمهمه روزهای سخت و شیرینشیرینی هایی ماندگار و سختی هایی که خیلی زود جای خودش را
غرور جریحه دار شده - تاریخ: 1399/9/24 ساعت: 20:06
این که دانشمند هسته ای عزیزمان وسط شهر، وسط روز12 نفر و همراه با یک ماشین انفجاری، شهید کنندبدجوری مطلب غرور نیلوبلاگمان را مطلب جریحه نیلوبلاگ مطلب دار نیلوبلاگ کرده استشهادت هنر مردان خداستو بی غیرتی هنر مردان سیاست دولت لیبرال غرب زدهخدایا خسته ایم نوشته مطلب شده نیلوبلاگ در شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ساعت 1...
فکر جدید - تاریخ: 1399/9/24 ساعت: 20:06
گاهی اونقدر خسته امکه حتی مطلب فکر نیلوبلاگهای مطلب جدید نیلوبلاگ و اتفاق های تازه هم حالم را سر جا  نمیارهاونقدر خستگی در عرض دو روز توی وجودت ته نشین میشه که تا بیاد کنده بشه و به روال عادی زندگی برگردیمدت ها زمان لازم داره واین کرونای منحوس هم زمان را کندتر کرده و خستگی را ماندگار تر نوشته شده در...
آخرین نفس های سال 98 - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 7:20
بالاخره رسیدیم دیوار به دیوار سال 99سال 98 هم تمام شدسالی که برای ما در کنار حرم مطهر رضوی شروع شده بود و اولین زیارت سه نفره مان بودسالی که با سیل و باران شهرها شروع شده بود و خیلی زود سر از اتفاقات
سردار... - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 7:20
برایم از ناکجا آباد پیام فرستادهبا پیکی که انتظارش را نداشته امو حالا من میانه این ناکجا آباد دنیای ویروس زده چه باید بکنم؟از دیروز استرس ریخته به جانمدست و دلم می لرزدمغزمxa0 گنجایش ندارد انگار!پ.ن: حاجی خودت کمکم کن
بگردان حال مان را به بهترین حال ها - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 7:20
سلامسال نو مبارکدلم میخواست کلی حرف بزنم و بنویسم و از حال خوب سال 99 بگویم اما...از راه رسیدن این میهمان ناخوانده سال 99، مانع شدن از نوشتنحتی گفتم وقتی بساط کرونا جمع شد بیایم و از سال نو بنویسماما امروز 31 فروردین 1399 از راه رسید و ما همچنان میزبان این مهمان میکروسکوپی هستیم...شاید باید زمانی از...
مسافر شهر خدا - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 7:20
انگار که بین این همه قرنطینه و این خوف و رجای روزگارهمین نسیم رمضان می توانست حال مان را خوب کندهمین که میهمان هیچ کس نیستیمxa0ولی قرار است میهمان سفره خدا بشویماصلا قرار بوده که دل از زنگار روزگار بتکا
خیلی کوتاه... - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
به همین سادگی...
میلاد بانوی آب و آیینه.... - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
زنی از خاک، از خورشید، از دریا، قدیمیترزنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیترزنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیترزنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیترxa0که قبل از قصۀ »قالوا بلی» این زن بلی گفتهستنخستین
مرخصی مادرانه - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
کاش میشد برای هدیه روز مادربه همه مادرهایک روز مرخصی اجباری دادنه فقط از اداره و کار رسمیحتی از خانه و کار معمول روزانه...یک روز کاملا زنانه و حتی دوستانهشاید یک فیلم خوب در سینما، یک چایی و کیک شکلاتی در کافی شاپی که در مجردی می رفتیم، قدم زدن در یک پارک خلوت با یک دوست و برای من حتی یک کوه دو نفره...
دندان! - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
پسرک عزیزممی شود به دندان های آسیاب ت بگویی فقط یک هفته دیگر صبر کنند!!!من این روزها سرم شلوغ است وقت ندارمبه وقت ساعت 5 صبح#بدون_شرح!xa0
قضاوت شاید وقتی دیگر! - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
این از اون ازدواج هاست که اصلا نمیشه حالا قضاوتش کردباید گذاشت تا زمان بگذرهبه زمان نیاز داریم تا بفهمم چی به چی هولی به همین اندازه گیج شدنم و غیره منتظره بودنشنگرانم میکنهنگران انتخاب هایی که میکنیم!
انتخابات - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
این دوره انتخابات هم گذشتو برای من پر از اتفاق و درس بودچقدر بزرگ شدم و چقدر یاد گرفتمخدایا شکرت

برچسب‌های مرتبط

راهی شدم زیارت | راهی برای چاق شدم | زندگی زیباست | زندگی چیست | زندگی چت | فراموشی رمز جیمیل | فراموشی رمز ایمیل | thg faucets | thg sports | thg stock