لذت کتاب... - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
از خانه نشینی لذت می بریموکتاب می خوانیمxa0
سوال! - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
آیا واقعا از این که با اعضای خانواده توی خانه هستید، ناراحتید؟به نظرم باید زنان ما در سبک زندگی شون یه بازنگری جدی داشته باشندنمی فهمم که یک زن کنار همسر و فرزندانش در خانه، چرا باید احساس ناراحتی بکن
یک کتاب خوب - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 18:46
خواندن این کتاب را توی این روزهای کرونا زده از دست ندیدقطعا حال دل تون را خیلی خوب میکنهحتی بعد از خواندن این کتاب دلم خواست یک کیک خوشمزه درست کنمو با یک شکلات داغxa0همسر را خوشحال ش کنمپ.ن: کتاب یکی ا
15 آذر... اولین قدم - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
امروز علی اولین قدم هایش را برداشتآن هم به خواست خودش و با اراده خودشتلاش های ما پیش از این فایده ای نداشت (اساسا این فسقل پسر خودش باید اراده کند برای کاری)امروز اولین قدم ها را برداشت ولی نمیداند این ها واقعا اولین قدم هستندو قدم های بسیاری در پیش دارد که باید بردارد و برودبرود تا طی کند و برسدxa0...
خانه... - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
بچه که بودم بعضی از جمعه هرکس دعوت مان می کردمادرم میگفت نه، میخواهیم روز تعطیل را باهم باشیمنمی فهمیدم یعنی چهبا خودم میگفتم مگر بقیه روزهای هفته باهم نیستیم که حالا روز جمعه ای دعوت شده ایم باید خان
تلویزیون تعطیل - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
این چندهفته ای که درگیر پروژه تلویزیون بودمxa0خیلی کتاب وxa0 مقاله و مطلب درباره تلویزیون و زندگی کودکان خواندمنکات جالبی بود و به نظرم لازمه که هر مادری قبل از روشن کردن تلویزیون حتما مطالعه کنهو با علم
گزارش روز اول - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
خداراشکر دیروز را با موفقیت طی کردیمحتی یک بار هم تلویزیون روشن نشدعلی برخلاف انتظار من اصلا طرف کنترل نرفت و نخواست تلویزیون را روشن کنیم برخلاف روزهای قبلبیشتر با هم بازی کردیمو بیشتر بیشتر را به کت
گزارش میان دوره ای - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
تقریبا تا امروز که پنجشنبه استxa0 اصلا تلویزیون را روشن نکردیم توی خانه مونخیلی آرامش بیشتری داریمو به نظرم هم علی فرصت بیشتری برای دیدن ما داره و هم ما بیشتر علی را می بینیمهیچ صدا و تصویری مانع بین تو
خداحافظ سردار - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
xa0
فعلا سکوت... - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
یک سینه حرف هستولی فعلا سکوت میکنمتا این روزهای ملتهب بگذردشاید وقتی دیگر...
یک خبر خوب... - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 20:31
بین این همه اتفاق ها و خبرهای غیر منتظرهخبر بارداری یک عزیز دوست داشتنیxa0میتونه حال آدمو خیلی خوب کنهچشم به راه دیدن فسقل هستیم و کلی هم ذوق زدهxa0پ.ن: خدایا شکرت
گاهی... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:01
گاهی دل آدمیزاد می گیردگاهی دل همان آدمیزاد می شکندگاهی همان آدمیزاد خسته می شودگاهی...
ماهگرد یازدهم! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
بالاخره رسیدیم به 5 آبانبرایم مثل چشم برهم زدنی گذشته تمام این ماه ها و هفته ها و روزهادلم برای روزهای رفته تنگ خواهد شد و دلم برای روزهای نیامده قنج خواهد رفتاین روزها بیشتر از قبل ریخت و پاش میکنی،
ناهاری با خانواده! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
بچه که بودم مثلا سن دبستانیادم می آید که گاهی روزهای جمعه یا تعطیل که کسی زنگ می زد و برای ناهار دعوت مان میکردمامانم می گفتند کاش میذاشتن یک جمعه ای را در خانه باشیم و دورهم!من که فسقل بچه ای بودم با
شهید حججی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
مدتی است که به توصیه و تجربه یکی از دوستان زائر شهید حججی شده ایمxa0و حاجت میگیریمxa0سر ماجرای ماشین خریدن بود که اولین بار لطف شهید را دیدیمبعدتر هم سر ماجرای پیدا شدن دزد خانه مادرمبعدترش را یادم نمی آی
حال خوب مادری... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
همیشه شنیده بودم که وقت مادری,، زمان کمتری برای عبادت هست و نماز ها سر به هواتر می شود!خب زمان بارداری که انصافا بهار عبادت است به نظرم.... مثل ماه رمضان که بهار عبادت مومن استدر بارداری بیشتر آدمی مرا
کابوسی که تمام شد! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
بالاخره بعد از بهمن ماه سال 1391 که برای سومین بار دانشجوی دانشگاه اصفهان شدم، اکنون و بعد از گذشت 13 ترمxa0فارغ التحصیل شدمنوشتن رساله و نهایتا دفاع از آن، بی شک کابوس تمام سال های گذشته بوده استاکنون
تولد زودهنگام - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
بالاخره رسیدیم دیوار به دیوار اولین تولد پسرکاز آن جایی که روز تولدش باید واکسن یکسالگی بزنه، تصمیم گرفتم که تولد را یک هفته زودتر و مصادف با تولد قمری ش بگیرم، یعنی 18 ربیع الاولولی...ولی از آن جایی
به سمت امام.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
هنوز هم انگار باورش برایم سخت استاین که دوباره طلبیده شده باشیم برای زیارت اماماینقدری که توی این 8 ماه گذشته برای هرسفری استخاره کرده بودیم و به مصلحت بد آمده بودحتی برای یک سفر یکی دو روزه آبشار هم
عکس! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
عکس های بی حجابش را که در اینستا می بینم باورم نمی شودباورم نمی شود این دختر روزی با آن حجاب و متانت کنار ما بود و حالا....چقدر سیب زندگی چرخ می زند، چقدر بالا و پایین می شودو امان از آن روز که نمی دانیم چه خواهد شد...دلم برای آن ناهید تنگ خواهد شد!

برچسب‌های مرتبط

راهی شدم زیارت | راهی برای چاق شدم | زندگی زیباست | زندگی چیست | زندگی چت | فراموشی رمز جیمیل | فراموشی رمز ایمیل | thg faucets | thg sports | thg stock