
خدایا شکرتحتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر استیا شافی...پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی + نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر | بخوانید...
ادامه مطلب
امروز علی اولین قدم هایش را برداشتآن هم به خواست خودش و با اراده خودشتلاش های ما پیش از این فایده ای نداشت (اساسا این فسقل پسر خودش باید اراده کند برای کاری)امروز اولین قدم ها را برداشت ولی نمیداند این ها واقعا اولین قدم هستندو قدم های بسیاری در پیش دارد که باید بردارد و برودبرود تا طی کند و برسدزندگی راه های نرفته و تجربه نشده ی بسیاری برایش تدارک دیده و مشتاقانه منتظر استپسرم همیشه محکم و استوار و مطمئن قدم برداردرست مثل امروز... با اراده خودت...
ادامه مطلب
او میرسد که باز هم عاشق کند مرااو قول داده است به قولش وفا کندخش خش صدای پای خزان است،یک نفردر را به روی حضرت پاییز وا کند...#علیرضا_بدیعپ.ن: اگه پاییز هیچ چیز دیگه ای نداشت جز همین خرمالو!، برای دوست داشتنش کافی بودانار جان!در روزهای آتی به شما هم می پردازم...
ادامه مطلب
امروز به وقت اولین روز یازده ماهگی علیصبحانه را مهمان باباحسین بودیمخیلی غیرمنتظره و خیلی هم خوشمزهتا باد چنین بادا...
ادامه مطلب
چندروزی میشه که فرنی و حریره بادام را برای علی شروع کردمروزهای اول که باهاش سخت کنار میومد و هر طعمی را نمیخوردتا این که با این موضوع که باید به غیر از شیر غذاهای دیگه را هم تست کنهبالاخره کنار اومد و...
ادامه مطلب
آرام شده اممثل درختی در پاییزوقتی تمام برگهایش راباد برده باشد ! #رضا_کاظمیچند روزی است که حالم پاییزی استبرای دلم دعا کنیدهمین... نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ساعت 11:43 توسط فاطر| Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
دو قدم مانده که پاییز به یغما بروداین همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود... هر که معشوقه بر انگیخت گوارایش باددل تنها به چه شوقی پی یلدا برود...؟! #یغما_گلرویی یک پاییز دیگر از عمرمان گذشت... این پاییز با خودش اتفاق های تلخ و شیرین زیادی داشت... شاید این خاطره ها تا همیشه توی ذهن من جاودانه باقی بماند! خدایا بخاطر همه نعمت هایت شکر......
ادامه مطلب
امروز که جمعه بود و باید طبق معمول دلتنگی های جمعه را با خودش داشته باشد برای من یک روز کاملا زنانه بود عطر به و سیب رنده شده همه خانه را برداشته... به و سیب هایی که دارند آماده می شوند برای دمنوش های زمستانی بعد از رفتن همسر به سر کار، کارهای زنانه من هم شروع شد کرفس هایی که شسته و خرد شدند و بسته بندی شده، آماده اند برای خورشت شدن فلفل دلمه های درجه یک مان را خُرد کرده و بسته بندی شده در فریزر جا دادم و چغندرهای قرمز و خوشرنگ مان در فرایند تبدیل شدن به ترشی قرار گرفتند لبوهای قالب زده توی سرکه نشستند و حال من خوب است پ.ن: 10کیلو سبزی خورشتی هم مهمان عصر جمع...
ادامه مطلب
بیچاره جمعه!صبح که بیدار میشود میبیند تمام خانهاش تلنبار شده از دلتنگی بغض میکند از همان اول صبحاش... #بهنام_محبی_فر...
ادامه مطلب
تو از فصل ِ پاییز زیباتری!من از فصل پاییز تنهاترم... #علیرضا_آذر...
ادامه مطلب
ازت ممنونم که خانه را برام بهاری کردی مطمئن هستم که دلتنگی های پاییز نمیاد به خانه ما چون خانه ما پر از بهاره بی شک تو بهاری ترین مرد زمینی همیشه بهاری بمان...
ادامه مطلب
خوشحالم که ساعت ها را عقب کشیده اندحالا یک ساعت بیشترعاشقت بوده_ام....#کامران_رسول_زاده روزها و شب های پاییزی در راهند شب های بلند پاییز و عاشقانه های ما مستدام...
ادامه مطلب
پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دلقالیچهجا کند او می رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را بر ملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوه های تازه بیارد -خداکند- او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند پاییز عاشق است و راهی نمانده است جز این که روز و شب بنشیند دعا کند شاید اثر کند و خداوند فصل ها یک فصل را به خاطر او جا به جا کند تقویم خواست از تو بگیرد بهار را تقدیر خواست راه شما را جدا کند خش خش… صدای پای خزان است، یک نفر در را به روی حضرت پاییز ...
ادامه مطلب
پاییز را دوست دارم... شاید هم به خاطر انار با آن تاج زیبا و یاقوت های سرخ که آنرا را لایق پادشاهی در بهشت میوه ها کرده است... انار را دوست دارم... شاید به خاطر پاییز با آن نسیم روح نواز و برگریزان شاعرانه اش که به ما دلمردگان، امیددوبارهمی بخشد... دوباره پاییز دوباره فصل میوه های دوست داشتنی من ...
ادامه مطلب
هرچی به غروب نزدیک تر میشیم هوا دلگیرتر و غیرقابل تحمل تر میشه حوصله آدم سر میره از این دلگیری ممتد سر حساب میشم و می بینم که امروز اولین جمعه پاییزه و این همه دلگیری و دلتنگی، بی دلیل نیست انتظار خیلی سخته توی غروب جمعه ها نمیدونم این چشم انتظاری شیعه کی تموم میشه یه جورهایی خسته ایم... روح مون خسته است... یه حال های عجیبی داریم یک بلاتکیلفی عمیق انگار همه روزها و ساعت هامون را گرفته پ.ن: قبل از اینکه پیرتر شویم بیا آقا......
ادامه مطلب