
بالاخره بعد از بهمن ماه سال 1391 که برای سومین بار دانشجوی دانشگاه اصفهان شدم، اکنون و بعد از گذشت 13 ترمxa0فارغ التحصیل شدمنوشتن رساله و نهایتا دفاع از آن، بی شک کابوس تمام سال های گذشته بوده استاکنون ...
ادامه مطلب
بالاخره رسیدیم دیوار به دیوار اولین تولد پسرکاز آن جایی که روز تولدش باید واکسن یکسالگی بزنه، تصمیم گرفتم که تولد را یک هفته زودتر و مصادف با تولد قمری ش بگیرم، یعنی 18 ربیع الاولولی...ولی از آن جایی ...
ادامه مطلب
هنوز هم انگار باورش برایم سخت استاین که دوباره طلبیده شده باشیم برای زیارت اماماینقدری که توی این 8 ماه گذشته برای هرسفری استخاره کرده بودیم و به مصلحت بد آمده بودحتی برای یک سفر یکی دو روزه آبشار هم ...
ادامه مطلب
بعضی چیزها شوخی هم باشد بد استمثل از دست رفتن نوشته های وبلاگداشتم قلبم می گرفت از شدت استرساینجا را دوست دارمxa0جایی که حیاط خلوت خودم و نوشته هایم است...ممنون که برگشتید واژه ها!...
ادامه مطلب
بگو چه چاره کنم؟...
ادامه مطلب
برای تمام زنان سرزمینمچنین قاب بی نظیری را آرزو میکنمدر نمازم خم ابروی تو در یاد آمدحالتی رفت که محراب به فریاد آمداز من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدارکان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد#حافظ...
ادامه مطلب
امروز خیلی خسته شدمخستگی های چندلایه و چندسطحیxa0اصلاح و ویرایش مطالب نوشته شده پایان نامه خیلی کند پیش میرهباید روی موضوعات و فصل های بی ربط به هم کار کنمیه قسمتی از یه فصل اصلاح میشهبعدش باید برم سراغ...
ادامه مطلب
چه نامِ مرثیه واریست،مادرِ پسران"برای مادرِ تنهای بیxa0پسر شدهای...
ادامه مطلب
کمتر روزی پیش میاد مثل امروز که دلم بخواهد رانندگی بلد باشم ماشین را بردارم و بروم بیرون کمی خرید کنم، جاهایی هست که باید سر بزنم، کسانی هستند که باید بروم دیدن شان، کارهایی هست که باید انجام شان بدهم... باید خانه نباشم حتی! قبل از #ماه_مبارک کارهای روی زمین مانده ای هست که باید انجام بدهم ولی انرژی...
ادامه مطلب
این چند روز خیلی بهم سخت گذشت... گاهی روزها و ساعت ها خیلی سخت و تلخ و نفس گیر میگذره اینقدری که من این چند روز با خودم کلنجار رفتم... به اندازه چندسال روحم خسته شد از آدم های دور و برم دلگیرم و xa0دلخور هرچند میدونم مثل همه اتفاق های همیشه، بعد از چند روز همه چی را فراموش میکنم بازم یادم میره که چی شد ...xa0 xa0 پ.ن: خدا را شکر میکنم که میتونم این روزهای تلخ را فراموش کنم... همین...
ادامه مطلب
بیچاره جمعه!صبح که بیدار میشود میبیند تمام خانهاش تلنبار شده از دلتنگی بغض میکند از همان اول صبحاش... #بهنام_محبی_فر...
ادامه مطلب
درک يک انسان ناشنوا از جهان چه قدر,چند درصد با بقيه فرق مى کند؟ زندگى با حذف صدا چه قدر عوض مى شود؟ براى او همه چيز در سکوت شکل مى گيرد,درست مثل دوربين عکاسى .بى شک با حذف صدا همه چيز عوض مى شود و عکس دقيقا همين کار را مى کند. يک عکس ساکت ,فقط شکلى از اشکال جهان را به ما نشان مى دهد,شکلى که نه تنها ما را مجبور به باور مى کند، بلکه ما را با موقعيت جديدى از جهان روبه رو خواهد کرد که در سکوت شکل مى گيرد. کتاب: لذتى که حرفش بود.#پيمان_هوشمندزاده...
ادامه مطلب
اصلا رقیه نه، مثلا دختر خودت... یک شب میان کوچه که بماند چه می شود؟!!! پ.ن: امشب از آن شب هایی است که توی روضه ها باید جان داد......
ادامه مطلب
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر چون شیشه عطری که درش گم شده باشد xa0...
ادامه مطلب
آقا سلام ماه محرم شروع شدبازاین چه شورش است وچه ماتم شروع شدآقا سلام کاسه اشکی به من دهیدماه گدایی من و چشمم شروع شد یادم نرفته است نگاه شما به مااز گریه های ماه محرم شروع شدهاجر به پای روضه اصغر نشسته بودتا اینکه جوشش دل زمزم شروع شدآقا سلام نیت گریه نموده ایمشیرین ترین عبادت ما هم شروع شد این روزهای ابتدایی محرم را با این مداحی دلنشین همراه کنید...
ادامه مطلب
بعضی روزها از صبح بی حوصله ای تمیزکاری خانه و برق افتادن روی ظرف های تزیینی روی میز و مرتب شدن آشپزخانه مهمان شدن برای ناهار مطالعه کردن و یادداشت برداری چت کردن با دوستان و ... هیچ کدام حالت را خوب نمی کنند بی حوصلگی بعضی روزها دلیل دارد بی حوصلگی بعضی روزها با بغض می آید سراغت بی حوصلگی خر است! پ.ن: در قانون نانوشته زن ها، بی حوصلگی معنا نباید داشته باشد چون نشاط یک خانه، یک خانواده و مهمتر از همه یک مرد به نشاط ما زن ها بستگی دارد... پس بی حوصلگی معنا ندارد! پ.ن: چند قطره اشک حال ما زن ها را...
ادامه مطلب