
خدایا شکرتحتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر استیا شافی...پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی + نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر | بخوانید...
ادامه مطلب
بالاخره رسیدیم دیوار به دیوار سال 99سال 98 هم تمام شدسالی که برای ما در کنار حرم مطهر رضوی شروع شده بود و اولین زیارت سه نفره مان بودسالی که با سیل و باران شهرها شروع شده بود و خیلی زود سر از اتفاقات ...
ادامه مطلب
کاش میشد برای هدیه روز مادربه همه مادرهایک روز مرخصی اجباری دادنه فقط از اداره و کار رسمیحتی از خانه و کار معمول روزانه...یک روز کاملا زنانه و حتی دوستانهشاید یک فیلم خوب در سینما، یک چایی و کیک شکلاتی در کافی شاپی که در مجردی می رفتیم، قدم زدن در یک پارک خلوت با یک دوست و برای من حتی یک کوه دو نفره با نفیسهشاید خستگی یک سال مان این طور به در شود... شاید!...
ادامه مطلب
همیشه شنیده بودم که وقت مادری,، زمان کمتری برای عبادت هست و نماز ها سر به هواتر می شود!خب زمان بارداری که انصافا بهار عبادت است به نظرم.... مثل ماه رمضان که بهار عبادت مومن استدر بارداری بیشتر آدمی مرا...
ادامه مطلب
شاید کمتر کسی مادر باشد و نداند چه ذوقی در آشپزی کردن توی یک قابلمه کوچکو چه تلاش شیرینی برای لقمه در دهان گنجشکی یک کودک گذاشتن نهفته است....
ادامه مطلب
هرگز گزافه نيست كه گويم پس از خدایآنكس كه خلق می كند انسان،معلم است...پ.ن: کلی دلم برای معلمی و مدرسه تنگ شدهبرای سروصدا و هیاهوی بچه ها موقع بازی توی حیاطبرای گریه های دخترونه شون وقتی باهم دعوا می کردند....یادش بخیر...
ادامه مطلب
چندروزی میشه که فرنی و حریره بادام را برای علی شروع کردمروزهای اول که باهاش سخت کنار میومد و هر طعمی را نمیخوردتا این که با این موضوع که باید به غیر از شیر غذاهای دیگه را هم تست کنهبالاخره کنار اومد و...
ادامه مطلب
دیشب مطالبی که لازم داشتم برای ادیت نوشته های چندفصل پایان نامه را آماده کردمتقریبا نصفه شب بود که خوابیدم و اون هم کیفیت چندانی نداشتعلی چندباری شیر خوردنور چراغ خواب توی چشمم بودو چشم ها و مغز خسته...
ادامه مطلب
از چندروز پیش درگیر یک دعوت سیاسی شده بودمبرنامه های این چندروزم خیلی شلوغ و پرترافیک بودنمیدانستم باید این دعوت سیاسی راقبول کنم یا نهنهایتا دعوت را پذیرفتمپ.ن: کلا دعوت سیاسی باشه و من رد کنم آیا؟!...
ادامه مطلب
زهرا بهانه ایست که عالم بنا شوداو آمده که مادر آئینه ها شوداو آفریده گشت که یک چند مدتینور خدا به روی زمین جا به جا شود#مهدی_نظریمامان عزیزمخیلی دوست تون دارمچقدر امسال بیشتر از همه سالها بهتون فکر ک...
ادامه مطلب
این حرف را هم امروز بزنم که نگفته از دنیا نرممادرانه ترین لحظه زندگی یک زن...لحظه به دنیا اومدن بچه سپ.ن: یه لحظه عالی، بی نظیر، تکرار نشدنی و سرشار از حس زنانه.... لحظه بغل کردن یه موجود کوچولو که تا...
ادامه مطلب
چقدر خوب شد زن شدیمکمد و اتاقمان را به هم میریزیم و همه چیز را از اول سرجایش مرتب میگذاریمآن وقت فکر میکنیم آمادهایم برای گرفتن تصمیمات بزرگوسط غمبادهای روزانه شروع میکنیم به شستن ظرفها و بازی ...
ادامه مطلب
آرام شده اممثل درختی در پاییزوقتی تمام برگهایش راباد برده باشد ! #رضا_کاظمیچند روزی است که حالم پاییزی استبرای دلم دعا کنیدهمین... نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ساعت 11:43 توسط فاطر| Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا هیچ چیز مثل یک زیارت ناگهانی حال آدمی را خوب نمی کنه... خدایا شکرت پ.ن: حق این بود که برویم حضوری بخاطر سفر اربعین از امام رضا(ع) تشکر کنیم...
ادامه مطلب
یک نفر ، یک خبر از عشق ندارد بدهد ؟!دل ما خیلی از این بی خبری سوخته ست……#حامد_نیازی کربلایی شدنم دست شماست آقاجانپاس و ویزا و گذر ، بازی بین المللی ست......
ادامه مطلب
خوشحالم که ساعت ها را عقب کشیده اندحالا یک ساعت بیشترعاشقت بوده_ام....#کامران_رسول_زاده روزها و شب های پاییزی در راهند شب های بلند پاییز و عاشقانه های ما مستدام...
ادامه مطلب
پاییز را دوست دارم... شاید هم به خاطر انار با آن تاج زیبا و یاقوت های سرخ که آنرا را لایق پادشاهی در بهشت میوه ها کرده است... انار را دوست دارم... شاید به خاطر پاییز با آن نسیم روح نواز و برگریزان شاعرانه اش که به ما دلمردگان، امیددوبارهمی بخشد... دوباره پاییز دوباره فصل میوه های دوست داشتنی من ...
ادامه مطلب