فاطرنوشت

متن مرتبط با «یا حسین غریب مادر» در سایت فاطرنوشت نوشته شده است

مرخصی مادرانه

  • نیلوبلاگ

    کاش میشد برای هدیه روز مادربه همه مادرهایک روز مرخصی اجباری دادنه فقط از اداره و کار رسمیحتی از خانه و کار معمول روزانه...یک روز کاملا زنانه و حتی دوستانهشاید یک فیلم خوب در سینما، یک چایی و کیک شکلاتی در کافی شاپی که در مجردی می رفتیم، قدم زدن در یک پارک خلوت با یک دوست و برای من حتی یک کوه دو نفره با نفیسهشاید خستگی یک سال مان این طور به در شود... شاید!...

    ادامه مطلب
  • گزارش میان دوره ای

  • نیلوبلاگ

    تقریبا تا امروز که پنجشنبه استxa0 اصلا تلویزیون را روشن نکردیم توی خانه مونخیلی آرامش بیشتری داریمو به نظرم هم علی فرصت بیشتری برای دیدن ما داره و هم ما بیشتر علی را می بینیمهیچ صدا و تصویری مانع بین تو...

    ادامه مطلب
  • ماهگرد یازدهم!

  • نیلوبلاگ

    بالاخره رسیدیم به 5 آبانبرایم مثل چشم برهم زدنی گذشته تمام این ماه ها و هفته ها و روزهادلم برای روزهای رفته تنگ خواهد شد و دلم برای روزهای نیامده قنج خواهد رفتاین روزها بیشتر از قبل ریخت و پاش میکنی، ...

    ادامه مطلب
  • حال خوب مادری...

  • نیلوبلاگ

    همیشه شنیده بودم که وقت مادری,، زمان کمتری برای عبادت هست و نماز ها سر به هواتر می شود!خب زمان بارداری که انصافا بهار عبادت است به نظرم.... مثل ماه رمضان که بهار عبادت مومن استدر بارداری بیشتر آدمی مرا...

    ادامه مطلب
  • ذوق مادرانه...

  • نیلوبلاگ

    شاید کمتر کسی مادر باشد و نداند چه ذوقی در آشپزی کردن توی یک قابلمه کوچکو چه تلاش شیرینی برای لقمه در دهان گنجشکی یک کودک گذاشتن نهفته است....

    ادامه مطلب
  • من و این تحیر بی پایان....

  • نیلوبلاگ

    بگو چه چاره کنم؟...

    ادامه مطلب
  • اولین چالش های مادرانه

  • نیلوبلاگ

    چندروزی میشه که فرنی و حریره بادام را برای علی شروع کردمروزهای اول که باهاش سخت کنار میومد و هر طعمی را نمیخوردتا این که با این موضوع که باید به غیر از شیر غذاهای دیگه را هم تست کنهبالاخره کنار اومد و...

    ادامه مطلب
  • هویت مادرانه ی من!

  • نیلوبلاگ

    از چندروز پیش درگیر یک دعوت سیاسی شده بودمبرنامه های این چندروزم خیلی شلوغ و پرترافیک بودنمیدانستم باید این دعوت سیاسی راقبول کنم یا نهنهایتا دعوت را پذیرفتمxa0پ.ن: کلا دعوت سیاسی باشه و من رد کنم آیا؟!...

    ادامه مطلب
  • نوشتن یا ننوشتن؟ مساله این است!

  • نیلوبلاگ

    به این نتیجه رسیده ام که هرروزی که میگذرد چیزی که در من رشد میکند و قد میکشدxa0علاقه به نوشتن استنوشتن تنها راهی است که مغزم را سبک می کنداین واژه ها و این حرف های سرشار در سرم را آرام می نشاند روی صفحه...

    ادامه مطلب
  • روز مادر

  • نیلوبلاگ

    زهرا بهانه ایست که عالم بنا شوداو آمده که مادر آئینه ها شوداو آفریده گشت که یک چند مدتینور خدا به روی زمین جا به جا شود#مهدی_نظریمامان عزیزمxa0خیلی دوست تون دارمچقدر امسال بیشتر از همه سالها بهتون فکر ک...

    ادامه مطلب
  • حرف مادرانه

  • نیلوبلاگ

    این حرف را هم امروز بزنم که نگفته از دنیا نرممادرانه ترین لحظه زندگی یک زن...لحظه به دنیا اومدن بچه سپ.ن: یه لحظه عالی، بی نظیر، تکرار نشدنی و سرشار از حس زنانه.... لحظه بغل کردن یه موجود کوچولو که تا...

    ادامه مطلب
  • یا ایها الرئوف...

  • نیلوبلاگ

    میان ِ اینهمه غوغامیان ِ صحن و سرایتبگو که میرسد آیا صدای من به صدایت؟#ایهاالرئوفدلم تنگ حرم شده آقا... نوشته شده در یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ساعت 14:24 توسط فاطر| Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تا یار که را خواند...

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقت ها، بعضی آرزوها از یه جایی به بعد رنگ واقعیت به خودش می گیره xa0 پ.ن: باید امضای امام حسین(ع) پای دعوتنامه اربعین باشه... پ.ن:سعی کردیم رضایتنامه ش را از امام رضا(ع) بگیریم و از زیر قرآن حضرت معصومه (ع) رد بشیم...

    ادامه مطلب
  • دختر امام حسین...

  • نیلوبلاگ

    اصلا رقیه نه، مثلا دختر خودت... یک شب میان کوچه که بماند چه می شود؟!!! پ.ن: امشب از آن شب هایی است که توی روضه ها باید جان داد......

    ادامه مطلب
  • السلام علی الحسین

  • نیلوبلاگ

    پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر چون شیشه عطری که درش گم شده باشد xa0...

    ادامه مطلب
  • یا حُسین...

  • نیلوبلاگ

    با این دلم به درد محرم نمیخورمباید خودت تمام دلم را عوض کنی یا حُسین... زور خود را ما زدیم تا تکیه ات بر پا شود حال از اینجا را به بعدش با شما و مادرت......

    ادامه مطلب