فاطرنوشت

متن مرتبط با «غذای گرم و خشک» در سایت فاطرنوشت نوشته شده است

روزمرگی ها

  • نیلوبلاگ

    این قدر روزمرگی ها دست و پام را بسته که فرصتی برای اندکی نوشتن هم پیدا نمی کنمیادم نیست آخرین باری که لب تاپ را روشن کردم کی بوده و چرا اگر بخواهم از این روزها بنویسم باید از جمعه های با برکت مان بنویسم که صبح هایش با ندبه های دورهمی شروع می شودو چقدر خیر و برکت دارد و چقدر حال دل مان را خوب می کنداز اربعین بنویسم که خدا را شکر رزق مان از خان کرم اهل بیت رسید هر چند کوتاه اما رسیدیم به خاک کربلاو نفسی تازه کردیماز التهاب و بحران های این روزها بخواهم بنویسم میشود مثنوی هفتاد منهمه چیز از یک باز...

    ادامه مطلب
  • داستان اولین روزهای سال جدید

  • نیلوبلاگ

    خدایا شکرتحتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر استیا شافی...پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی + نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • غرور جریحه دار شده

  • نیلوبلاگ

    این که دانشمند هسته ای عزیزمان وسط شهر، وسط روز12 نفر و همراه با یک ماشین انفجاری، شهید کنندبدجوری مطلب غرور نیلوبلاگمان را مطلب جریحه نیلوبلاگ مطلب دار نیلوبلاگ کرده استشهادت هنر مردان خداستو بی غیرتی هنر مردان سیاست دولت لیبرال غرب زدهخدایا خسته ایم نوشته مطلب شده نیلوبلاگ در شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ساعت 16:14 توسط فاطر| Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خیلی کوتاه...

  • نیلوبلاگ

    به همین سادگی......

    ادامه مطلب
  • میلاد بانوی آب و آیینه....

  • نیلوبلاگ

    زنی از خاک، از خورشید، از دریا، قدیمیترزنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیترزنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیترزنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیترxa0که قبل از قصۀ »قالوا بلی» این زن بلی گفتهستنخستین ...

    ادامه مطلب
  • قضاوت شاید وقتی دیگر!

  • نیلوبلاگ

    این از اون ازدواج هاست که اصلا نمیشه حالا قضاوتش کردباید گذاشت تا زمان بگذرهبه زمان نیاز داریم تا بفهمم چی به چی هولی به همین اندازه گیج شدنم و غیره منتظره بودنشنگرانم میکنهنگران انتخاب هایی که میکنیم!...

    ادامه مطلب
  • سوال!

  • نیلوبلاگ

    آیا واقعا از این که با اعضای خانواده توی خانه هستید، ناراحتید؟به نظرم باید زنان ما در سبک زندگی شون یه بازنگری جدی داشته باشندنمی فهمم که یک زن کنار همسر و فرزندانش در خانه، چرا باید احساس ناراحتی بکن...

    ادامه مطلب
  • یک کتاب خوب

  • نیلوبلاگ

    خواندن این کتاب را توی این روزهای کرونا زده از دست ندیدقطعا حال دل تون را خیلی خوب میکنهحتی بعد از خواندن این کتاب دلم خواست یک کیک خوشمزه درست کنمو با یک شکلات داغxa0همسر را خوشحال ش کنمپ.ن: کتاب یکی ا...

    ادامه مطلب
  • 15 آذر... اولین قدم

  • نیلوبلاگ

    امروز علی اولین قدم هایش را برداشتآن هم به خواست خودش و با اراده خودشتلاش های ما پیش از این فایده ای نداشت (اساسا این فسقل پسر خودش باید اراده کند برای کاری)امروز اولین قدم ها را برداشت ولی نمیداند این ها واقعا اولین قدم هستندو قدم های بسیاری در پیش دارد که باید بردارد و برودبرود تا طی کند و برسدxa0زندگی راه های نرفته و تجربه نشده ی بسیاری برایش تدارک دیده و مشتاقانه منتظر استپسرم همیشه محکم و استوار و مطمئن قدم برداردرست مثل امروز... با اراده خودت...

    ادامه مطلب
  • تلویزیون تعطیل

  • نیلوبلاگ

    این چندهفته ای که درگیر پروژه تلویزیون بودمxa0خیلی کتاب وxa0 مقاله و مطلب درباره تلویزیون و زندگی کودکان خواندمنکات جالبی بود و به نظرم لازمه که هر مادری قبل از روشن کردن تلویزیون حتما مطالعه کنهو با علم ...

    ادامه مطلب
  • گزارش روز اول

  • نیلوبلاگ

    خداراشکر دیروز را با موفقیت طی کردیمحتی یک بار هم تلویزیون روشن نشدعلی برخلاف انتظار من اصلا طرف کنترل نرفت و نخواست تلویزیون را روشن کنیم برخلاف روزهای قبلبیشتر با هم بازی کردیمو بیشتر بیشتر را به کت...

    ادامه مطلب
  • گزارش میان دوره ای

  • نیلوبلاگ

    تقریبا تا امروز که پنجشنبه استxa0 اصلا تلویزیون را روشن نکردیم توی خانه مونخیلی آرامش بیشتری داریمو به نظرم هم علی فرصت بیشتری برای دیدن ما داره و هم ما بیشتر علی را می بینیمهیچ صدا و تصویری مانع بین تو...

    ادامه مطلب
  • فعلا سکوت...

  • نیلوبلاگ

    یک سینه حرف هستولی فعلا سکوت میکنمتا این روزهای ملتهب بگذردشاید وقتی دیگر......

    ادامه مطلب
  • یک خبر خوب...

  • نیلوبلاگ

    بین این همه اتفاق ها و خبرهای غیر منتظرهخبر بارداری یک عزیز دوست داشتنیxa0میتونه حال آدمو خیلی خوب کنهچشم به راه دیدن فسقل هستیم و کلی هم ذوق زدهxa0پ.ن: خدایا شکرت...

    ادامه مطلب
  • ناهاری با خانواده!

  • نیلوبلاگ

    بچه که بودم مثلا سن دبستانیادم می آید که گاهی روزهای جمعه یا تعطیل که کسی زنگ می زد و برای ناهار دعوت مان میکردمامانم می گفتند کاش میذاشتن یک جمعه ای را در خانه باشیم و دورهم!من که فسقل بچه ای بودم با...

    ادامه مطلب
  • حال خوب مادری...

  • نیلوبلاگ

    همیشه شنیده بودم که وقت مادری,، زمان کمتری برای عبادت هست و نماز ها سر به هواتر می شود!خب زمان بارداری که انصافا بهار عبادت است به نظرم.... مثل ماه رمضان که بهار عبادت مومن استدر بارداری بیشتر آدمی مرا...

    ادامه مطلب
  • کابوسی که تمام شد!

  • نیلوبلاگ

    بالاخره بعد از بهمن ماه سال 1391 که برای سومین بار دانشجوی دانشگاه اصفهان شدم، اکنون و بعد از گذشت 13 ترمxa0فارغ التحصیل شدمنوشتن رساله و نهایتا دفاع از آن، بی شک کابوس تمام سال های گذشته بوده استاکنون ...

    ادامه مطلب
  • تولد زودهنگام

  • نیلوبلاگ

    بالاخره رسیدیم دیوار به دیوار اولین تولد پسرکاز آن جایی که روز تولدش باید واکسن یکسالگی بزنه، تصمیم گرفتم که تولد را یک هفته زودتر و مصادف با تولد قمری ش بگیرم، یعنی 18 ربیع الاولولی...ولی از آن جایی ...

    ادامه مطلب
  • شوخی بی مزه!

  • نیلوبلاگ

    بعضی چیزها شوخی هم باشد بد استمثل از دست رفتن نوشته های وبلاگداشتم قلبم می گرفت از شدت استرساینجا را دوست دارمxa0جایی که حیاط خلوت خودم و نوشته هایم است...ممنون که برگشتید واژه ها!...

    ادامه مطلب
  • تولدت مبارک همسرم

  • نیلوبلاگ

    پاییز رابه هیچ میانگارددستی که دستهای تو را داردسیدعلی میرافضلیخوشحالم و خوشبخت از بودن در کار تو......

    ادامه مطلب