
خدایا شکرتحتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر استیا شافی...پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی + نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر | بخوانید...
ادامه مطلب
سلامسال نو مبارکدلم میخواست کلی حرف بزنم و بنویسم و از حال خوب سال 99 بگویم اما...از راه رسیدن این میهمان ناخوانده سال 99، مانع شدن از نوشتنحتی گفتم وقتی بساط کرونا جمع شد بیایم و از سال نو بنویسماما امروز 31 فروردین 1399 از راه رسید و ما همچنان میزبان این مهمان میکروسکوپی هستیم...شاید باید زمانی از حال این روزهای مان بنویسمشاید کمی بعدتر......
ادامه مطلب
به همین سادگی......
ادامه مطلب
از خانه نشینی لذت می بریموکتاب می خوانیم...
ادامه مطلب
خواندن این کتاب را توی این روزهای کرونا زده از دست ندیدقطعا حال دل تون را خیلی خوب میکنهحتی بعد از خواندن این کتاب دلم خواست یک کیک خوشمزه درست کنمو با یک شکلات داغهمسر را خوشحال ش کنمپ.ن: کتاب یکی ا...
ادامه مطلب
بالاخره بعد از بهمن ماه سال 1391 که برای سومین بار دانشجوی دانشگاه اصفهان شدم، اکنون و بعد از گذشت 13 ترمفارغ التحصیل شدمنوشتن رساله و نهایتا دفاع از آن، بی شک کابوس تمام سال های گذشته بوده استاکنون ...
ادامه مطلب
هنوز هم انگار باورش برایم سخت استاین که دوباره طلبیده شده باشیم برای زیارت اماماینقدری که توی این 8 ماه گذشته برای هرسفری استخاره کرده بودیم و به مصلحت بد آمده بودحتی برای یک سفر یکی دو روزه آبشار هم ...
ادامه مطلب
تنها ایمیلی که حسابی شرمنده ام کرد...پ.ن: استاد راهنمای به این خوبی، فقط من دارم و بسخدایا بابت همه چیز شکر...
ادامه مطلب
این روزها که دلم میخواد از هرنوع میوه یا سبزیجاتی خرید کنم ولی به مقدار کمفکر میکنم کاش میشد یه جاهایی هم باشه که به سبک خارجی ها خرید کنیممثلا یه دونه موز، یه دونه "به"، یه شاخه کوچک کرفس یا دو تا دو...
ادامه مطلب
دیشب مطالبی که لازم داشتم برای ادیت نوشته های چندفصل پایان نامه را آماده کردمتقریبا نصفه شب بود که خوابیدم و اون هم کیفیت چندانی نداشتعلی چندباری شیر خوردنور چراغ خواب توی چشمم بودو چشم ها و مغز خسته...
ادامه مطلب
اساسا من و همسر نباید بریم نمایشگاه کتاب تا عابربانک مون را خالی نکنیم ول کن کتاب ها نیستیم تازه کلی هم مبارزه با نفس کردیم خیلی کتاب بود که همچنان دل مون میخواست بخریم ولی... پ.ن: سهم پسرک هم فقط ی...
ادامه مطلب
بهترینم چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب تر که همه دنیای من شدی همسر عزیزم تولدت مبارک پ.ن: آذر ماهی هامون قراره دو نفر بشن... پسرک مون تا آذر را به نام خودش ثبت نکرده، گفتم اول به پدرش تبریک بگم...
ادامه مطلب
بالاخره زمستان سال 95 هم شروع شد البته به نسبت سال های قبل این زمستان پر از بچه هایی هستش که کم کم دارند به دنیا میان و زمستان را گرمِ گرم می کنند خیلی حال و حوصله ندارم باید این پایان نامه را تا چند ماه دیگه تمام کنم و یه نفسی بکشم نه این که این یک سال خیلی درس خوانده باشم ها.... ولی همین فشار عصبی ناشی از پایان نامه آدم را خسته میکنه دلم میخواد این زمستان سرد با این پایان نامه باهم تموم بشه پ.ن: برام دعا کنید......
ادامه مطلب
بعضی وقت ها، بعضی آرزوها از یه جایی به بعد رنگ واقعیت به خودش می گیره پ.ن: باید امضای امام حسین(ع) پای دعوتنامه اربعین باشه... پ.ن:سعی کردیم رضایتنامه ش را از امام رضا(ع) بگیریم و از زیر قرآن حضرت معصومه (ع) رد بشیم...
ادامه مطلب
ازت ممنونم که خانه را برام بهاری کردی مطمئن هستم که دلتنگی های پاییز نمیاد به خانه ما چون خانه ما پر از بهاره بی شک تو بهاری ترین مرد زمینی همیشه بهاری بمان...
ادامه مطلب