
خدایا شکرتحتما هرچه برای مان مقدر می کنی،خیر استیا شافی...پ.ن: خدایا ممنونم در امتحان های سخت،صبورترم میکنی و درهای بی انتهای رحمتت را به روی مان می گشایی + نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:37 توسط فاطر | بخوانید...
ادامه مطلب
سلامسال نو مبارکدلم میخواست کلی حرف بزنم و بنویسم و از حال خوب سال 99 بگویم اما...از راه رسیدن این میهمان ناخوانده سال 99، مانع شدن از نوشتنحتی گفتم وقتی بساط کرونا جمع شد بیایم و از سال نو بنویسماما امروز 31 فروردین 1399 از راه رسید و ما همچنان میزبان این مهمان میکروسکوپی هستیم...شاید باید زمانی از حال این روزهای مان بنویسمشاید کمی بعدتر...xa0...
ادامه مطلب
به همین سادگی......
ادامه مطلب
کاش میشد برای هدیه روز مادربه همه مادرهایک روز مرخصی اجباری دادنه فقط از اداره و کار رسمیحتی از خانه و کار معمول روزانه...یک روز کاملا زنانه و حتی دوستانهشاید یک فیلم خوب در سینما، یک چایی و کیک شکلاتی در کافی شاپی که در مجردی می رفتیم، قدم زدن در یک پارک خلوت با یک دوست و برای من حتی یک کوه دو نفره با نفیسهشاید خستگی یک سال مان این طور به در شود... شاید!...
ادامه مطلب
از خانه نشینی لذت می بریموکتاب می خوانیمxa0...
ادامه مطلب
خواندن این کتاب را توی این روزهای کرونا زده از دست ندیدقطعا حال دل تون را خیلی خوب میکنهحتی بعد از خواندن این کتاب دلم خواست یک کیک خوشمزه درست کنمو با یک شکلات داغxa0همسر را خوشحال ش کنمپ.ن: کتاب یکی ا...
ادامه مطلب
بالاخره بعد از بهمن ماه سال 1391 که برای سومین بار دانشجوی دانشگاه اصفهان شدم، اکنون و بعد از گذشت 13 ترمxa0فارغ التحصیل شدمنوشتن رساله و نهایتا دفاع از آن، بی شک کابوس تمام سال های گذشته بوده استاکنون ...
ادامه مطلب
شاید کمتر کسی مادر باشد و نداند چه ذوقی در آشپزی کردن توی یک قابلمه کوچکو چه تلاش شیرینی برای لقمه در دهان گنجشکی یک کودک گذاشتن نهفته است....
ادامه مطلب
تنها ایمیلی که حسابی شرمنده ام کرد...پ.ن: استاد راهنمای به این خوبی، فقط من دارم و بسخدایا بابت همه چیز شکر...
ادامه مطلب
چندروزی میشه که فرنی و حریره بادام را برای علی شروع کردمروزهای اول که باهاش سخت کنار میومد و هر طعمی را نمیخوردتا این که با این موضوع که باید به غیر از شیر غذاهای دیگه را هم تست کنهبالاخره کنار اومد و...
ادامه مطلب
دیشب مطالبی که لازم داشتم برای ادیت نوشته های چندفصل پایان نامه را آماده کردمتقریبا نصفه شب بود که خوابیدم و اون هم کیفیت چندانی نداشتعلی چندباری شیر خوردنور چراغ خواب توی چشمم بودxa0و چشم ها و مغز خسته...
ادامه مطلب
از چندروز پیش درگیر یک دعوت سیاسی شده بودمبرنامه های این چندروزم خیلی شلوغ و پرترافیک بودنمیدانستم باید این دعوت سیاسی راقبول کنم یا نهنهایتا دعوت را پذیرفتمxa0پ.ن: کلا دعوت سیاسی باشه و من رد کنم آیا؟!...
ادامه مطلب
این حرف را هم امروز بزنم که نگفته از دنیا نرممادرانه ترین لحظه زندگی یک زن...لحظه به دنیا اومدن بچه سپ.ن: یه لحظه عالی، بی نظیر، تکرار نشدنی و سرشار از حس زنانه.... لحظه بغل کردن یه موجود کوچولو که تا...
ادامه مطلب
اساسا من و همسر نباید بریمxa0 نمایشگاه کتاب تا عابربانک مون را خالی نکنیم ول کن کتاب ها نیستیم تازه کلی هم مبارزه با نفس کردیم خیلی کتاب بود که همچنان دل مون میخواست بخریم ولی... پ.ن: سهم پسرک هم فقط ی...
ادامه مطلب
در دست گلی دارم ، این بار که می آیمکان را به تو بسپارم ، این بار که می آیم خواهی اگرم سنجی ، می سنج که جز مهرتاز هر چه سبک بارم ، این بار که می آیم سقفم ندهی باری ، جایی بسپار ، آریدر سایه ی دیوارم ، این بار که می آیم #حسین_منزوی پ.ن: وقتی شعر را پیش از رسیدنت به خانه برایم می فرستی... عاشقتم نوشته...
ادامه مطلب
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا هیچ چیز مثل یک زیارت ناگهانی حال آدمی را xa0خوب xa0نمی کنه... خدایا شکرت پ.ن: حق این بود که برویم حضوری بخاطر سفر اربعین از امام رضا(ع) تشکر کنیم...
ادامه مطلب
این چند روز خیلی بهم سخت گذشت... گاهی روزها و ساعت ها خیلی سخت و تلخ و نفس گیر میگذره اینقدری که من این چند روز با خودم کلنجار رفتم... به اندازه چندسال روحم خسته شد از آدم های دور و برم دلگیرم و xa0دلخور هرچند میدونم مثل همه اتفاق های همیشه، بعد از چند روز همه چی را فراموش میکنم بازم یادم میره که چی شد ...xa0 xa0 پ.ن: خدا را شکر میکنم که میتونم این روزهای تلخ را فراموش کنم... همین...
ادامه مطلب
بالاخره زمستان سال 95 هم شروع شد البته به نسبت سال های قبل این زمستان پر از بچه هایی هستش که کم کم دارند به دنیا میان و زمستان را گرمxa0ِ گرم می کنند خیلی حال و حوصله ندارم باید این پایان نامه را تا چند ماه دیگه تمام کنم و یه نفسی بکشم نه این که این یک سال خیلی درس خوانده باشم ها.... ولی همین فشار عصبی ناشی از پایان نامه آدم را خسته میکنه دلم میخواد این زمستان سرد با این پایان نامه باهم تموم بشه پ.ن: برام دعا کنید......
ادامه مطلب
u200d u200fu200eخـــدایا ....u200fu200eدریافته ام کسی که می گوید:u200fu200e"برایم دعا کن ..."u200fu200eاز روی عادت نمی گویدu200fu200eکم آورده است... u200fu200eصبرش تمام شده استu200fu200eولی دردهایش هنوز باقی مانده ...u200fu200eخدایا کمکش کن u200fu200eهنوز هم به معجزه کرامتت ایمان دارد ......
ادامه مطلب
بعضی وقت ها، بعضی آرزوها از یه جایی به بعد رنگ واقعیت به خودش می گیره xa0 پ.ن: باید امضای امام حسین(ع) پای دعوتنامه اربعین باشه... پ.ن:سعی کردیم رضایتنامه ش را از امام رضا(ع) بگیریم و از زیر قرآن حضرت معصومه (ع) رد بشیم...
ادامه مطلب