حکمت خدا... - تاریخ: 1398/2/23 ساعت: 9:08
نمیدونم چه حکمتی ه که هروقت من میخوام مرغ خرد کنم یا بشورم این گل پسر باید غوغا کنهیعنی خستگی کار یه طرفخستگی اومدن و رفتن بالای سر علی هم یه طرفهی باید دست بشورم.... پستونک بذارم دهانش.... هی باید دس
خبررسان! - تاریخ: 1398/2/23 ساعت: 9:08
این که حدود 4 سالی میشه که من واتساپ را از روی گوشیم پاک کردمبرای خودش ماجرایی داره و دلایلیاین که حالا بخاطر یه فعالیت سیاسی - اجتماعی دوباره مجبور شدم این برنامه را نصب کنمحالم را بد میکنهگاهی آدم ه
تلخ و شیرین - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
کم کم دارم به راند آخر پایان نامه نزدیک میشماگه این یک فصل باقیمونده سر و سامان بگیرهxa0تقریبا کار تموم شده و این کابوس چندین ساله زیر خاطرات خوب این سالها دفن میشهدرس خوندن با بچه داری سخت هست ولی غیرم
صبر - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
کاش یه کم یاد بگیرم صبور باشمآدم عجولی هستم ولی حالا خیلی بیشتر از قبل اینو درک میکنمبخصوص توی رابطه م با این پسرک 65 سانتیدلم میخواد زودتر سینه خیز برهدلم میخواد زودتر شروع کنه به غذا خوردندلم میخواد زودتر...باید یاد بگیرم که صبورتر باشمxa0شاید اینطوری وقت بیشتری هم برای لذت بردن از مادری پیدا کنم
جدال با خواب :) - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
بالاخره پسرم در ساعت یک بامداد رضایت داد به خوابیدنپ.ن: قربونت برم من باید اخرین فصل پایان نامه م را تموم کنم میشه زودتر بخوابی و صبح ها دیرتر بیدار بشیپ.ن: رختخواب جدید مبارک
اولین چالش های مادرانه - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
چندروزی میشه که فرنی و حریره بادام را برای علی شروع کردمروزهای اول که باهاش سخت کنار میومد و هر طعمی را نمیخوردتا این که با این موضوع که باید به غیر از شیر غذاهای دیگه را هم تست کنهبالاخره کنار اومد و
داستان یک روز خوب درسی! - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
دیشب مطالبی که لازم داشتم برای ادیت نوشته های چندفصل پایان نامه را آماده کردمتقریبا نصفه شب بود که خوابیدم و اون هم کیفیت چندانی نداشتعلی چندباری شیر خوردنور چراغ خواب توی چشمم بودxa0و چشم ها و مغز خسته
هویت مادرانه ی من! - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
از چندروز پیش درگیر یک دعوت سیاسی شده بودمبرنامه های این چندروزم خیلی شلوغ و پرترافیک بودنمیدانستم باید این دعوت سیاسی راقبول کنم یا نهنهایتا دعوت را پذیرفتمxa0پ.ن: کلا دعوت سیاسی باشه و من رد کنم آیا؟!
عیدتون مبارک - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
دلم امروز گواه است کسی می آیدxa0حتم دارم خبری هست ... گمانم باید ...فال حافظ هم ، هر بار که می گیرم بازxa0< مژده ای دل که مسیحا نفسی >... می آید !باید از جاده بپرسم که چرا می رقصد ؟مست موسیقی گامی شده باش
«اللهم عجل لولیک الفرج...» - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
معنای زنده بودن ِ منباتو بودن است.نزدیک،دورسیر،گرسنهرها،اسیردلتنگ،شادآن لحظه که بی تو سرآید مرا،مباد!چه سازم به خاری که در دل نشیند....
خسته ام... - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
امروز خیلی خسته شدمخستگی های چندلایه و چندسطحیxa0اصلاح و ویرایش مطالب نوشته شده پایان نامه خیلی کند پیش میرهباید روی موضوعات و فصل های بی ربط به هم کار کنمیه قسمتی از یه فصل اصلاح میشهبعدش باید برم سراغ
ماهگرد پنجم - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 14:32
پسر داشتن یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشینپسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچکxa0و کت ها و کفش های چرم مردونه سایز کوچکپسر داشتن یعنی توی پارک نشستن و تماشای دوچرخه سواری بدون ترسپسر داشتن یعنی
نوشتن یا ننوشتن؟ مساله این است! - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
به این نتیجه رسیده ام که هرروزی که میگذرد چیزی که در من رشد میکند و قد میکشدxa0علاقه به نوشتن استنوشتن تنها راهی است که مغزم را سبک می کنداین واژه ها و این حرف های سرشار در سرم را آرام می نشاند روی صفحه
حضرت ام البنین.... - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
چه نامِ مرثیه واریست،مادرِ پسران"برای مادرِ تنهای بیxa0پسر شدهای
دوست خوبم! - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
دیروز یکی بهترین روزهای این چندوقته اخیر بودمهناز عزیزم ممنون که اومدی بهمون سر زدیفکر میکنم بعضی از وقت ها چقدر نیاز داریم که خارج از قواعد هر روزه زندگی، دوستان صمیمی مون را ببینیمچندساعتی فارغ از ه
سه ماهگی! - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
پسرک من…..روز به روز بزرگتر میشوی و من عاشق ترممنونم که به دنیای من آمدی و زندگی را برایم زیباتر از همیشه کردی...
آلبالو پلوی عزیز! - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
* فقط یه مادر بی تجربه س که وقتی سرک میکشه توی فریزر کلی برای آلبالوهای خوشمزه ذوق مرگ میشهو در یک اقدام هیجان انگیز یه آلبالوپلوی نطلبیده وسط اسفندماه درست میکنهو بی تجربگی ش از اون جایی ناشی میشه که
لحظه گرگ و میش - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
بعد از مدت ها که کار نقد فیلم و حرف زدن درباره فیلم ها را خیلی جدی کنار گذاشتمسریال لحظه گرگ و میش اشتیاق از فیلم حرف زدن را در من به وجود آوردهپ.ن: آخرین بار فکر کنم سر فیلم "شهرزاد" بود ک این حس در
روز مادر - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
زهرا بهانه ایست که عالم بنا شوداو آمده که مادر آئینه ها شوداو آفریده گشت که یک چند مدتینور خدا به روی زمین جا به جا شود#مهدی_نظریمامان عزیزمxa0خیلی دوست تون دارمچقدر امسال بیشتر از همه سالها بهتون فکر ک
اولین مدرسه - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 23:03
xa0

برچسب‌های مرتبط

راهی شدم زیارت | راهی برای چاق شدم | زندگی زیباست | زندگی چیست | زندگی چت | فراموشی رمز جیمیل | فراموشی رمز ایمیل | thg faucets | thg sports | thg stock